رده‌بندي پزشكان ديگر دشوارتر است‌؛ مثلاً دو تن صَفَـدي داريم (درباره‌ٴ رابطه‌ٴ آنان دليلي در دست نيست‌، جز اين‌كه هر دو منسوب به شهر مهم فلسطيني صَفَد هستند). اولي‌، يعني خليل‌ بن آيبك را به‌درستي مي‌توان صفدي ناميد، چون او نام‌دارترين صفدي‌هاست و يك فرهنگ‌ بزرگ زندگي‌نامه تأليف كرد كه بعدها به آن خواهيم پرداخت‌؛ در اينجا از او به خاطر كارش در زمينه‌ٴ ادبيات هم‌جنس‌گرايي سخن نخواهيم گفت‌، بلكه رساله‌اي را ذكر مي‌كنيم كه مربوط به‌ قيافه‌شناسي و درباره‌ٴ خال است‌. صَفَـدي ديگر به‌نام احمد بن يوسف يك محاوره‌ٴ مسجع‌ پزشكي ميان سلطان و حكيم تأليف كرد.
رساله‌اي تحت عنوان طب النبي به ذهبي مورخ منسوب است‌. رساله‌اي كه منظور من است‌ (پرون آن‌را در سال 1860م‌/1277 ه ق ترجمه كرده‌) مجموعه‌اي از احاديث نبوي درباره‌ٴ امور پزشكي نيست‌، بلكه رساله‌اي است كلي درباره‌ٴ بهداشت و پزشكي‌، كه زير آن عنوان اغواكننده‌ پنهان شده‌. نقد يك چنين متني دشوار است‌؛ حتي حاضر نيستم بگويم كه مربوط به سده‌ٴ چهاردهم است‌، يا در هر حال به صورتي كه امروز آن را مي‌شناسيم به آن قرن تعلق دارد. انتساب‌ آن به ذهبي هم ممكن است به همان اندازه‌ٴ انتسابش به پيامبر ساختگي باشد. ابن وَردي‌ منظومه‌اي درباب طاعون سرود و به تعبير روٴيا توجه نشان داد.
ابن كُـتُـبي و محمود بن الياس شيرازي رساله‌هايي مربوط به ادويه‌ٴ مفرده تأليف كردند.
از كتاب‌هاي دام‌پزشكي در بخش قبلي گفت‌وگو شد؛ دو تا از مهم‌ترين آنها را مجاهد علي‌ رسولي و ابن مُنذر نوشتند. اينها برجسته‌ترين رساله‌ها نه تنها به عربي بلكه در همه‌ٴ زبان‌ها بودند. مردم عرب زبان اسب را بسيار دوست داشتند و طبعاً كتاب‌هاي مربوط به پرورش و نگه‌داري اسبان در ميانشان محبوبيت داشت‌. به‌همين سبب‌، حتي فقيهي مانند علي سُبْكي‌ علاقه‌مند شد كتاب‌هايي در اين باره بنويسد ضمناً عجيب است كه در ميان مسيحيان كتاب‌هاي‌ راجع به نگه‌داري سگ و باز را بيش از كتاب‌هاي مربوط به نگه‌داري اسب مي‌يابيم‌.
موضوع ((پزشكي‌)) ديگري كه در آن روزها از محبوبيتي برخوردار مي‌شد، قيافه‌شناسي بود. قبلاً به رساله‌ٴ خليل بن آيبك صفدي راجع به خال اشاره كرديم‌. قيافه شناسي هم مانند اخترگويي مي‌بايد به سلطان در انتخاب اعضاي دواوين و وزرايش كمك مي‌كرد. دمشقي‌، عجايب‌المخلوقات‌نويس معروف‌، رساله‌اي درباره‌ٴ قيافه‌شناسي از لحاظ حكومت نوشت و در ساير آثارش هم مطالب زيادي در اين باره هست‌. در مورد كاربرد ديگر اين هنر مديون ابن اكفاني‌ چشم‌پزشك هستيم‌، زيرا او ارزش قيافه‌شناسي را در خريد غلامان شرح داده است‌. البته يكي از عقايد قيافه‌شناسان اين بود كه اندازه‌هاي اندام‌هاي مختلف بدن با هم متناسب است (موضوعي‌ كه به‌وسيله‌ٴ مردم سنجان‌1 جديد هم به‌فراواني تأييد شده است‌)، ازاين‌رو، مي‌توان ويژگي‌هاي‌


anthropometrists .1